على محمدى خراسانى

116

شرح رسائل (فارسى)

مع‌ذلك به اين علم تفصيلى اعتنا نشده و فتواى به تنصيف صادر شده مثال پنجم : دو انسان را فرض كنيد كه يكى دو درهم پيش شخص امين به امانت گذارده و ديگرى يكدرهم پس از مدتى يكى از اين سه درهم نزد امين بدون افراط و تفريط تلف شد ما يقين داريم كه كلّ آن يكدرهم يا از آن مالك دو درهم بوده و يا از آن صاحب يك درهم مع‌ذلك حكم اينست كه يك درهم و نصف از دو درهم باقيمانده را به صاحب دو درهم مىدهيم و نصف درهم را به مالك يكدرهم اين مىشود مخالفت عمليه با علم اجمالى چون اجمالا مىدانيم كه يا آن نصف كه به مالك دو درهم رسيده ملك او نيست و يا نصفى كه به مالك يكدرهم رسيده حال پس از حكم حاكم آمد و شخص ثالث اين يكدرهم مشترك را از آن دو گرفت يا به عنوان هبه و يا ثمن مبيع اين شخص يقين دارد تفصيلا كه كلّ اين درهم از مالك اصلى به وى منتقل نشده مع‌ذلك به اين علم تفصيلى اعتنا نشده و مخالفت آن تجويز شده مثال ششم : انسان عاقلى در محكمه اقرار نمود به اينكه اين كتاب مثلا مال زيد است سپس اقرار نمود به اينكه : اين كتابى كه در دست من مىباشد ملك عمرو است در اينجا قاضى حكم مىكند به اينكه بايد كتاب را به زيد كه مقر له اولى است بدهى و قيمت آن را به عمرو كه مقر له دومى است بپردازى با اينكه يقين دارد كه يكى از دو اقرار مقر كذب است اين شد مخالفت با علم اجمالى سپس فرد ثالثى آمد و كتاب را از زيد و قيمت آن را از عمرو خريدارى كرد الآن علم تفصيلى دارد كه يكى از اين دو مال از ملك مالك اصلى به او منتقل نشده سپس مجموع عين و قيمت را به شخص چهارمى مىفروشد و ثمن را مىگيرد يقين تفصيلى دارد كه كل ثمن به او منتقل نشده مع‌ذلك به اين علم تفصيلى اعتنا نشده مثال هفتم : معامله‌اى انجام گرفته و بايع و مشترى در تعيين ثمن يا